2777
2789

چه دورانی بود.ماهم وضع مالی مون خوب نبود.حسرت خیلی چیزا رو داشتم.پدر نداشتیم و همیشه حسرت داشتم بقیه بابا داشتن و چه چیزایی واسشون میخرید.اما الان حسرت یک دقیقه اون روزا رو میخورم.بازیامون تو کوچه،رفت و امد فامیلی بدون حرف زدن پشت سر اون یکی، روزای مدرسه و ....

السلام علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک. دست من و دامن تو آقا.این ماه حاجت روام کن😢🙏

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

چه دورانی بود.ماهم وضع مالی مون خوب نبود.حسرت خیلی چیزا رو داشتم.پدر نداشتیم و همیشه حسرت داشتم بقیه ...

الهی خدا رحمت کنه پدرتو

تا غزل هست دل غمزده ات مال من است........من به دنبال تو، چشم تو به دنبال من است........
واي من كوپن هامو نو دادم بچه هام باهاشون به جاي پول بازي ميكنن  همش ميپرسه اينا چيه به چه دردي ...

چه خلاق

حالا کوپن از کجا؟

تا غزل هست دل غمزده ات مال من است........من به دنبال تو، چشم تو به دنبال من است........
چرا؟😂😂

فرم مدرسمون قهوه ای بود؛بماگفتن فرم مدرستون شتریه😆ازفلان جابگیرین؛اولین سالی هم بودکه فرم میپوشیدیم؛دیگه معروف شده بودیم به شتر،یروزداشتم میرفتم مدرسه یه پسره ردشدبلنددادزدشترشترراه بروتادم ایستگاه برو😆اینجوری مونده بودم😦😧

بچه ها کفش کشی ها رو کی یادشه؟؟ 

من داشتم.عاشقش بودم.رفتیم بیرون شهر یه لنگه اش افتاد تو رودخونه اب برد.فک کنم تا بمیرم یادم نره.دیگه مامانم برام نخرید

السلام علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک. دست من و دامن تو آقا.این ماه حاجت روام کن😢🙏
الهی خدا رحمت کنه پدرتو

ممنون گلم خدا رفتگان  شمارو هم بیامرزه

السلام علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک. دست من و دامن تو آقا.این ماه حاجت روام کن😢🙏

یه بار نون نداشتیم یعنی ده نفر قبل از من خورده بودنش و  تموم انگار من ادم نبودم برگشتم از مدرسه  یه تخم مرغ بود درستش کردم رفتم تو نون خشکی،نون بیارم دیدم گربه رفته سراغش و میخاد درش بیاره انچنان با دمپایی زدمش که کلیه هاش از کار افتاد 😁 رفتم اوردمش خودم خوردمش

چجوری بودن؟    

زیرش شبیه فوم بود روش کش پهن داشت مثل صندل های الان بود ولی اون موقع لامصب خیلی خاطر خواه داشت. مامانم واسم نخرید مدام میگفت زشته جلف😩

بعضیا جورین که نباید بگی خدایا به راه راست هدایتش کن بلکه باید بگی خدایا راه راس رو به سمت این کج کن😊

خانواده ما مذهبی نبود اون موقع جو مذهبی و اینا خیلی قوی بود ولی ما هیچ کار بدی نکرده بودیم کلا کاری به کسی نداشتیم  بعد یه بار با اسپری روی دیوارمون شعار و توهین و اینا نوشته بودن نما مون ازین سنگ هایی باریک باریک بود که اون موقع مد بود بابام روش یه اسپری دیگه به صورت خط خطی پاشید تا سالها همونجوری بود تو ذهنم ثبت شده عصرا پای اون دیوار لی لی میکشیدیم 

حال متکلم از کلامش پیداست
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792