هیچ جا ارامشی ندارم... با رفتار اطرافیانم تو خوونه هم حس میکنم اضافی ام و موندم برم یا بمونم... خسته و دلشکسته ام.. الان یساعته بیدار شدم بشینم سر کارم از شدت حال بد روحی نمیتونم
قصه زندگی و ازدواجمو بخون و بهم کمک کن...دوستت داشتم و دارم... زمستون 404... گاهی گذشتن از بعضی چیزا، پیدا کردن خودته شاپرک