سلام وقت بخیر من واقعا نمیخوام الان بهم حمله کنید ک تو بچ بدی هستی فلان من هرچی لازم بود احترام ارزش دادم به والدین اما اونا دائما پشت سرم حرف میزنن خودم شنیدم بد اینکه بهم دستور میدن عین کلفتا رفتار میکننن تا فقط لنگ باشن یادشون ب منه منم خسته شدم حت اجازه بیرون رفتن ندارم خدابی سرکوفت نزنین دی عاصیم کردن چکار کنم بخدا موقعیت ازدواج ندارم ک برم 😔
بابا یارو اول خوب بود داشتم خفه میشدم بازم رعایت کرد حت تعریف کرد بعد یهو جلسه بعد برعکس شد ی چند دقیقه نگا من کرد من نگا نکردم ک کاش نگا میکردم گفتم ینی خیر سرم سنگین باشم بعد زد زیر شعر بعد خودش خسته بود و منو نازع شناخت بود اصلا رحم نکرد بهم بهدم گف عمو جون دهنت را باز کن انگا بچه ام بهدم کم من بدم اومد گف سرتون کیج نره منم ناراحت شدم خو واقعا اشکم در اومد رحم نکرد بعدم روز اخر من حت حلالیت چون گفنم شاید ناراحت شد جن دل منو بزنه بعد ک توضیح داد ک چرا کف بعدم وقتی هیچی نگف میگفتم ت را خدا بامن ازدواج کن بابا برم بگم شوهل من شو خودش نگغف هیچی بهدم اخر گف بسلامت 🥴