2777
2789
عنوان

زندگی من

48 بازدید | 1 پست

سلام دخترم۲۲سالمه

زندگی من از اولش خیلی سخت بود پدرم اصلا نمیذاره از خونه برم بیرون کل تابستونا خونه بودم دانشگاه میرم خودش میبره و میاد دنبالم خسته شدم

فقطم دانشگاه

بهش بگم مبخوام برم یجا میگه میبرم وایمیسم برگردی نمیدونم چطوری دیگه سر کنم ،من که بچه نیستم دیگه

اینم بهتون بگم اگه خودم برم بیرون حتی سوپری سر کوچه منو میزنه درحد مرگ

میگه تو بدرد هیچی نمیخوری

غلط کردی رفتی بیرون

میگه مگه نمیدونی دختر بدون اجازه پدر بره بیرون جرمه میخوای ببرمت دادگاه

سری آخر انقد بد زده بود سرم تا صب داشتم جیغ میکشیدم  

با دستای سنگینش میزنه سرم خونه دور سرم میچرخه با پاهاش میزنه دلم ،سری آخر خونریزی داشتم همه بدنم کبود شده بود

فکر میکنیدبخاطر اینکه بی اجازه رفتم بیرون ولی این قضیه مربوط میشه به برگشتن خودم از دانشگاه فقطم به این دلیل که نذاشتم اون بیاد دنبالم

میخوام راحت شم

چون کارم هر روز جز در و دیوار نگاه کردن نیست🙂

کاش همین بود هر لحظه امنیت جانی هم تو این خونه ندارم🙂

سلام ، اوضاع خیلی سختی رو تجربه می‌کنی. با پدر سخت‌گیر و وضعیت پرتنش، باید به دنبال راه‌هایی برای حفاظت از خودت باشی. شاید صحبت با مشاور یا کسی که بتونه بهت کمک کنه، مفید باشه. سلامت و ایمنی‌ات خیلی مهمه، پس حتماً دنبال کمک باش تا به آرامش برسی. 💪💖

من از سرزمین نظم اومدم ، از نظمستون ، جایی که کلی روش های جالب و محصولات متنوع وجود داره😃
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز