2777
2789

خواهر شوهر من سال‌ها با همسرش اختلاف داشت بالاخره بعد از مدت‌ها دارن طلاق می‌گیرن یه دختر پنج ساله داره

بهمن سال گذشته هم اومده بود پیش ما مونده بود ولی آشتی کردن و رفتن.

اینکه چرا خونه‌ی مادرش نمیره چون با مادرش اختلاف شدید داره و اونجا نمیره.

خواهر شوهر من خیلی خیلی زن خوبیه 

یعنی هیچ زحمتی روی دوش من نیست از جهت مهمان داری هم کمکی دارم و هم خودش کاراشون رو انجام میده

دخترشم خیلی ماهه 

پنج سالشه 

ولی من یه دختر ۷ ماهه و یه دختر حدودا ۴ ساله دارم خودمم وکیلم بعد مدت‌ها تونستم یه پرونده بگیرم بخاطر وضع افسردگی و زایمانم اصلا پرونده قبول نمی‌کردم و اینکه درگیر رساله‌ی دکتری و دفاع هم هستم.

واقعا حالم خوب نیست از نظر روانی خیلی فشار روی دوشمه هم از نظر کاری و هم از نظر تحصیلی 

تا وقتی خونه پیدا کنن پیش ما هستن

بازم می‌گه به خدا که مشکلی ندارم باهاشون ولی خونه خیلی شلوغه 

پدرم یه خونه داره که مدت هاست خالیه و اجاره نداده‌

من می‌تونم بهش بگم بده به خواهر شوهرم یکی دو سال بره اونجا بمونه

به پدرم گفتم گفت خودت می‌دونی اجاره هم نمی‌خواد بدن 

به نظرتون بگم بهش؟

یه وقت فکر نکنه می‌خوام بیرونشون کنم؟

به نظرتون بگم یا نه؟

جهان استوار نمی‌ماند مگر با سری خمیده بر روی شانه‌ی کسی که دوستش داریم…

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

مطمئنم ناراحت نمیشه

بگو برای راحتی خودت و دخترت میگم وگرنه تو سر سوزنی برای من زحمت نداری

بگو اینو یه کمک از طرف من برای شروع مستقل شدنت بدون

که از حمایت میکنم که جدا شدی و خودت رو از زندگی سختی بیرون کشیدی

زندگی من سالهای سال درگیر بدبیاری و مشکلات متعدد و ..بود.تلاشم زیاد بود و جوابم کم..دست به طلا میزدم خاک میشد..یه شب از ته دل، از اون ته ، ته از خدا خواستم فقط بهم نشون بده چرا؟ و نشون داد....نذرهای ادا نشده..یه دفتری برداشتم تمام نذرهایی که ادا نکرده بودم رو نوشتم ، به ازای نذرهایی هم که فراموش کرده بود یه ختم ۱۲۴,۰۰۰ صلوات برداشتم و شروع کردم به ادای نذرهام..دونه به دونه رو ادا کردم. سخت بود، زیاد بود، اما اداش کردم..خدا رو شاهد میگیرم که ورق زندگیم برگشت..نمیگم یه شبه پولدار شدم و به عرش رسیدم و ...اما مشکلاتم نصف شد، بدبیاری هام تموم شد و جواب زحماتم رو گرفتم..الان اگر نذری کنم همون لحظه یاداشت میکنم و از همون لحظه شروع میکنم به ادا کردنش..نمازام سر وقته و تاثیرش رو تو زندگیم تو هر ثانیه دارم میبینم...این تجریه زندگی منه..بزرگترین تجربه..داستان کاملش تو تاپیکام هست..

نه بگوخیلیم خوبه،دوروز دیگه روتون توروی هم بازمیشه قبل ازاین پیشنهادشو بده

اگر حق با شماست، خشمگین شدن نیازی نیست و اگر حق با شما نیست، هیـچ حقی برای عصبانی بودن ندارید …

نه بالاخره اونم باید مستقل بشه

بنظرم اول با همسرت مطرح کن ببین ایشون چی میگه بعد بگو خود همسرت بگه که مثلاً شما باید تکلیف زندگی او مشخص کنید و بالاخره شمام آدمی، دوستی کسی بخواد بیاد خونتون چون خونه مایی روش نمیشه پس بری خونه خودت از این جهات راحتی و...

یعنی دارن دنبال خونه میگردن؟ میخاد بره تنها زندگی کنه؟ اگه اره که داری لطف میکنی بهشون. بگو پدرم یه ...

بله هفته‌ی بعد توافقی دارن جدا میشن 

الان داره دنبال خونه می‌گرده

درآمدش زیاد نیست همسرم گفته کمکش می‌کنم بتونه یه خونه‌ی خوب بگیره 

منم گفتم بره اونجا بشینه یه خونه ۸۰ متری و نوسازه.

ولی گفتم شاید فکر کنه نمی‌خوام همسرم پول بده یه وقت فکر اشتباه نکنه 

جهان استوار نمی‌ماند مگر با سری خمیده بر روی شانه‌ی کسی که دوستش داریم…

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792