خواهر شوهر من سالها با همسرش اختلاف داشت بالاخره بعد از مدتها دارن طلاق میگیرن یه دختر پنج ساله داره
بهمن سال گذشته هم اومده بود پیش ما مونده بود ولی آشتی کردن و رفتن.
اینکه چرا خونهی مادرش نمیره چون با مادرش اختلاف شدید داره و اونجا نمیره.
خواهر شوهر من خیلی خیلی زن خوبیه
یعنی هیچ زحمتی روی دوش من نیست از جهت مهمان داری هم کمکی دارم و هم خودش کاراشون رو انجام میده
دخترشم خیلی ماهه
پنج سالشه
ولی من یه دختر ۷ ماهه و یه دختر حدودا ۴ ساله دارم خودمم وکیلم بعد مدتها تونستم یه پرونده بگیرم بخاطر وضع افسردگی و زایمانم اصلا پرونده قبول نمیکردم و اینکه درگیر رسالهی دکتری و دفاع هم هستم.
واقعا حالم خوب نیست از نظر روانی خیلی فشار روی دوشمه هم از نظر کاری و هم از نظر تحصیلی
تا وقتی خونه پیدا کنن پیش ما هستن
بازم میگه به خدا که مشکلی ندارم باهاشون ولی خونه خیلی شلوغه
پدرم یه خونه داره که مدت هاست خالیه و اجاره نداده
من میتونم بهش بگم بده به خواهر شوهرم یکی دو سال بره اونجا بمونه
به پدرم گفتم گفت خودت میدونی اجاره هم نمیخواد بدن
به نظرتون بگم بهش؟
یه وقت فکر نکنه میخوام بیرونشون کنم؟
به نظرتون بگم یا نه؟