2777
2789
عنوان

مادرشوهر

116 بازدید | 14 پست

مادر شوهرم اخلاقای خاصی داره تو همچی دخالت میکنه فکر میکنه خودش فقط میدونه خودش فقط عاقله 

شاید باورتون نشه حتی به لباسی که میخوام برم خیاطی میگه اینجوری بدوزه لباسش کوتاه نباشه بلندیش تا زانو هات باشه ..

یا مثلا یکی از کارای دیگش اینه که تا میفهمع من میخوام بیام خونشون ظرف های ظهرش رو نمیشوره میزاره تا من بیام بیینم بشورم 

چیکار کنم تا موعدبانه کاری کنم دیگه دستش از زندگیمون کوتاه کنه

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

خبر نده میری خونش

و نمون برا شام و ناهار

چرت و پرتاشم بریز تو سطل اشغال توجه نکن

چیزی ک اینجا بهش رسیدم اینه...در هر صورت حق با شماس و من عمرا ریپلای بزنم و بحث کنم چون زمان و انرژی هر دو برام ارزشمند تر از بحث با شماس

هیچی آخرش به دعوا ختم میشه رک میگم توروش اما باز که آشتی میکنیم روز از نو روزی از نو

من بخاطر شوهرم چون ناراحت نشه سعی میکنم باشه های الکی بگم و بگذرم ولی دیگه تحمل کردنش برام سخت شده

فایده نداره هرچی بهش بخوبی میگم کار خودشو میکنه یه وقتا میشینم از دستش گریه میکنم یه وقتا محل نمیدم ...

مشکل اینه که شوهرمم نمیتونم بگم چون به هر حال حرفای مادر شوهرم تاثیرشو روی شوهرم میذاره و زندگی خودم تلخ میشه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792