بابام بین بچه هاش فرق میذاره
چند روز پیش. مامانم دیوونه شده بود افتاده بود به جونم
کلی بیماری جسمی دارم
باهوش بودم
کند ذهن شدم
خنگ شدم
میخواستم خودکشی.کنم
فرار کنم
چند ساله درسم افت کرده
همه تو مدرسه اذیتم میکردن
همه ازم دور میشن
چون دشمنام زیادن خرابم میکنن
دیگه نمیکشم
به جز دخترخالم کسیو ندارم