2777
2789
عنوان

غرور م چطوره

78 بازدید | 8 پست

به هیچ وجع از دست کسی با پول گسی چیزی رو قبول نمیکنم مثلا همکارم بارها آبمیوه وکیک خریده کنار گذاشتم خودش بخوره قبول نکردم یا هر مهمونی ببرن منو اصلا چیزی برنمیدارم بخورم از این بابت خوشحالم حداقل بمیرمم هیچوقت از بی پولی دستم خطا نمیره 

اونوقت یه دختر داشتیم تو مدرسه الانم یادم نمیره بارها ازم قرض می‌کرد ساندویچ خوراکی میخرید میخورد آخر هم پولمو پس نمیداد چندبار دست کرد تو کیف پول دزدید چقدر الان حقیره یادم میافته چقدر از چشم افتاده و از نظرم بدبخته

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

دیگه میوه نخوردن تو مهمونی دیگه زیاده رویه    چیه مگه یه میوس دیگه    اتفاقا ادم باید اعتماد بنفسش کم باشه که نتونه یه میوه برداره بخوره     رو عزت نفست کار کن  

دخترکی شاد در من می زیست که چونان شاپرک به این سو و آن سو میپرید خیال پرواز داشت با ازدواج اجباری پر از غصه شد بال هایش را چیدن از رویاهایش دست کشید هنوز پا به سن نگذاشته بود که پیر شد پولک بال هایش ریخت پر پر شد

خودت از یه ور بوم افتادی که مهمونی هم برب هیچی برنمیداری 

دوستت هم آز اون ور بوم افتاده که دست تو کیف دیگران کرده 

کلا هردوتان افتادین با این افکارتون 

آنچه مرا نکشد قویترم میسازد
هیچکدوم خوب نیس

اصل میدین؟اگه مایل نبودین میتونین بگین خیررررررررررررر 

دخترکی شاد در من می زیست که چونان شاپرک به این سو و آن سو میپرید خیال پرواز داشت با ازدواج اجباری پر از غصه شد بال هایش را چیدن از رویاهایش دست کشید هنوز پا به سن نگذاشته بود که پیر شد پولک بال هایش ریخت پر پر شد

خیر

مرسی 

دخترکی شاد در من می زیست که چونان شاپرک به این سو و آن سو میپرید خیال پرواز داشت با ازدواج اجباری پر از غصه شد بال هایش را چیدن از رویاهایش دست کشید هنوز پا به سن نگذاشته بود که پیر شد پولک بال هایش ریخت پر پر شد

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز