اسی به روش نیار با زرنگی همه ی اموالش و تصاحب کن.
ما یه آشنایی بود زمین و زمان بهش میگفتن که شوهرت داره خیانت میکنه. اینم زیر بار نمی رفت. جالبیش اینجاست که انکار میکرد و به شوهرشم میگفت که در موردت اینطور گفتن و اعصابمخرابه و تو روشون دراومدم که من به همسرم اعتماد کامل دارم.
بعد کاری کرده بود که شوهرش از ترسش هر چی زنش بخواد باشه و نصف بیشتر اموالش و زده بود به اسم زن خودش.
چند وقت پیش شوهر گور به گوریش مرد. اونجا همه پرسیدن چرا حرف ما رو قبولدنداشتی؟!
گفت قبول میکردم که چی بشه؟ که پررو بشه شبا نیاد خونه؟ همین که از ترسش همیشه خونه بود و در دسترس من و بچه هام و هر چی میخواستم فراهم بود و همه چیشم ازش گرفتم برام کفایت میکرد. اگه به روش میاوردم وقیح میشد. باید دوشب دوشب شوهرم و به چشم نمی دیدم...مسئولیت بچه ها کامل رو من می افتاد و هزینه ها و خرج کردمم باید با اون زن نصف میکردم.
این زن به نظر من فوق العاده بود اسی. اگه قصد جدایی نداری به روش نیار. دست بذار نقطه ضعفش و زجر کشش کن.