منم مثل توام
مثلا میشینم خیانت کردن شوهر از همه جا بی خبرمو تصور میکنم بعد تو اون عالم انتقام میگیرم و ....
با هر لحظه به اتفاقات وحشتناک و دردناک فکر میکنم مثلا دارم سیب زمینی پوست میکنم میگم الان چاقدو انگشتمو کلا ببره چی میشه کدوم بیمارستان نزدیکه و...تا اخرش میرم
هرروز به مرگم فکر میکنم و کلی اشک میریزم برای لحظه از که دخترم بی مامان مونده تصور میکنم مامانم داره سر قبرم خودشو میکشه و...
اخه همشونم بی خود و بی جهت هست
کلاافکار منفی و چرت و پرت هر ثانییه با منن