من و شوهرم قهرمون به ۶ روز رسید سر شکاک وحساس بودنم دعوا وبحث کردیم اما همیشه تاعصری یا فرداش پیش قدم میشد واصلا فوقش خیلی خیلی زیاد طول دعواهامون ۳ روز بود
الان ۶ روزه وقهریم
یک بار قبلشم بحث کردیم باز نیومد ومن رفتم منت کشی الان دلم نمیخواد خودم برم چون تا دیروز داد میزد ازت بدم میاد وقسم میخورد
ما صاحب خونه قبلیمون مجبورمون کرد خونه وتخلیه کردیم
و پول پیشمون کم بود مجبور شدیم وسایل و بمدت یک ماه ونیم بزاریم خونه پدرشوهرم و شوهرمم بمونه اونجا
ومن رفتم خونه اقام بابچه چون جا نبود خونه پدرشوهرم
این وسط شوهرم همش ب خواهرش میگه اذیتم و بدون زن وبچم اصلا راحت نیستم کاش زودتر پولام جور شه برم خونه بگیرم
خلاصه پول و جور کردیم اومدیم خونمون اما از وقتی اومدیم حس میکنم عوض شده
ادمی ک رک توچشام گف برو نمیخوامت😔😔
همش میگم نکنه جادو یاچیزی بوده
اخه مادرش یه ادم حسودددد و خواهراشم بدتر فقط در ظاهر گول زنن