ببین عزیزم تو هر کار کنی این بچه نمی افتهچون خدا خواسته که باشه...
من وتو چکاره ایم که بگیم نباشه...میخوای جلو خواسته خدا وایستی؟
بذار ب دنیا بیاد میشه عزیز تر و سوگلی تر از بچه های دیگه ات.بذار به دنیا بیا بیاد اینقد خوش قدم و خوش روزی باشه که روزی هزار بار واسه داشتنش خدا رو شکر کنی...
مادرشوهرم همه کار کرد تا دخترش رو بندازه.اما نیوفتادمیگه تا وقتی رفتم بیمارستان آرزو کردم که از بغل پرستار بیوفته و بمیره..
اما الان شده سوگلی و عصای دست پدر و مادر.مادرشوهرم بدون اون آب نمیخوره...حتی بچه های مادرشوهرم اینو رو دستشون میگیرن و حلوا حلوا میکنن.با اینکه الان ازدواج کرده هنوز هواشو دارن
همیشه خدا خواسته ها شیرین تر و خوش قدم ترن...
خدا بیخود هیچ موجودی رو خلق نمیکنه..