مادرشوهرم بهم گفت اگه یه روزی من یه چیزی بهت گفتم و ناراحت شدی رفتی به .... )اسم شوهرم( گفتی .....یک بار هیچی به من نمیگه دوبار چیزی نمیگه بار سوم میاو میگه اون وقت من با تو بد میشم قشنگ غیر مستقیم تهدیدش را کرد که من حواسمو جمع کنم و کلا اون روز منو دختر ۲۲ ساله را تخدیب کرد که هیچ کاری بلد نیستم دخترشو زد تو سرم 😢😢😢 خیلی نامرده منم اصلا به روی خودم نیوردم نه حرفی نزدم نه واکنشی نشون دادم ولی خیلی ناراحت شدم
عزیزم اگه شوهرت بچه ننه اس و هر چی میشه میره میگه تو عقد جدایی بهتره تا تو حامله گی این یک بعدم هیچوقت پیش شوهرت از مادرشوهرت بد نگو چون به هر حال مادرشه و قبولش سخته عوضش خودت یاد بگیر به یه ورت بگیری با سیاست پیش بری
مشاور رایگان ۱۴۸۰ آرامش گرفتن ۱۶۴۰ حرم امام حسین این نیز بگذرد
چند سالته؟ معلومه کم سنی......اول اینکه مادرش در بیوفته.میخواد چکار کنه مثلا؟؟اتفاقا جلوش وایسا این ...
۲۲
نمیدونم میترسم باهام بد باشه حس میکنم خیلی ظلم و از زیر میزنه اگه طلاقم داد چی🚶♀️💔 نمیدونم اون دفعه که چیزی به شوهرم نگفتم خودش هم ازم پرسید اخه گرفته بودم معلوم بود انرژی ندارم و دلم میخواست زودتر برم خونه هی گفت چیشده مامانم چیزی بهت گفته منم هی میخواستم بگم یاد حرف مامانش می افتادمم میگفتم نه چیزی نیست عزیزم 😢🚶♀️
سال های زیادی خودمو سرزنش کردم ...بابت اینکه چرا تلاش نکردم رتبه کنکورم دو رقمی و یه رقمی بشه ..اول عقاید خانوادمو مقصر دونستم بعدش کمبود امکانات بعدشم زندگی تو شهر کوچیک و فرهنگ بسته ...بعدش رفتم سراغ ایراد بعدی که چرا من ورزش نکردم به هیکل ایده آلم برسم بازم طبق معمول اول خانوادمو سرزنش کردم بعدش امکانات بعد فرهنگ من برای تمام ناکامی های زندگیم همه رو مقصر دونستم الا خودم ۱ سال ۲ سال ۱۰ سال زندگی من به سرزنش کردن اطرافم گذشت در حالیکه مشکل اصلی خود من بودم آدمای موفق بهانه نمیارن تلاش میکنن غر نمیزنن تلاش میکنن دنبال مقصر نمیگردن تلاش میکنن فرصت ایراد گرفتن از دیگران رو ندارن تلاش میکنن ..پس هرجا گفتی نمیتونم برسم و بهانه اوردی چون خانوادم ...چون شرایط اینو بدون کیلومترها از موفق شدن دور شدی ......Life is this l ike thisبلد نیستم چی بگم خیلی آدم واردی تو جمله بندی نیستم 😹😂ولی عاشقتونم خیلی گلید سرشار از خوب هست شما فارسی کیلی کیلی کم بلد بود... سوادمم صفره صفره در حال حاضر مغزمم از گچ پر کردن احساسات ازش فوران نمیکنه بارون_بهار _شیراز رونیا۹۲ negin770😻😻😻😻😻 ریحانه ۱۳۷۱۰۲
منم تو سن و سال توام اینقد از این چیزا مادرشوهرم سرم اورده که تو عقد به شوهرم گفتم خونه بگیر خونه ما ...
من یک بار به شوهرم گفتم خونه مامانش بودیم گفتم حوصلم سر رفته اینقدر فحشم داد که گفت خونه باباتون هیچ گوهی نمیخورید شوهر میکنید میخواهید اینجا بخورید منم خیچی نگفتم دیگه 💔
اگه گفتم شوهرم رفت به ماماتش گیر داد مامانش با من در میوفته منم اونطوری نیستم جواب بدم 😢😢😢 اوضاع ...
چرا خودتو دستکم میگیری محلش نده متاسفانه بیشتر مادرشوهرا عقده و کمبود دارن که زخم زبون میزنن البته استثنا هم هست، از الان بهش رو نده تو عقدم هستی بگو با این حرفات از چشمم افتادی، برای من که بعد عروسی حسادتش شروع شد