2777
2789
عنوان

بدشانسی

68 بازدید | 5 پست

من وقتی میگم شانسم ریدس واقعنم هستا مادرم اینا دوهفته پیش رفتن قم مادرشوهر م اینا هی میگفتن جمعه این هفته که هی کنسل میشد مادرم برای اینا سوغاتی خرید الان بهم گفت نیومدن میدم به خالت من یه بار زندگیم خراب شد واقعا نمی‌فهمه شاید بابت این موضوع اونا دلخور بشن و زندگیم دوباره بپاشه من اصلا اومدنم به خونه پدریم درسته با این رفتارش یکم گز و سوهان ریخت توی ی ظرف گفت بده شوهرت بخوره اول گرفتم بعدش دیدم اینکارو کرد آوردم دادم بهش گفتم خودتون بخورین اینقدر ناراحتم می‌خوام فقط نباشم تو این دنیا 

چی شد؟؟الان بخاطر اینکه سوغاتی کم آورده واسه خانواده شوهرت ناراحتی؟؟خب سوهان قم سوهان دیگه

متوجه نشدی براشون وسیله خرید دوباره جمع کرد گرفت منم به مادرشوهر و گفتم ک چی براشون خرید الان ابرمو برده

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

متوجه نشدی براشون وسیله خرید دوباره جمع کرد گرفت منم به مادرشوهر و گفتم ک چی براشون خرید الان ابرمو ...

خب ادب حکم میکنه بیان ب دیدن مادرت..حالا ک نیومدن بنظرم همون یه قوطی سوهان کافی شونه

خب ادب حکم میکنه بیان ب دیدن مادرت..حالا ک نیومدن بنظرم همون یه قوطی سوهان کافی شونه

میخواستن این جمعه بیان شوهرم هی اصرار می‌کنه امروز بیاد دنبالم اینم جوگیر شد اصلا خانواده خودمو قبول ندارم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2838
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز