یعنی مردم دیشب مهمون داشتم تا س صبح بعد رفتنشون خونه مثل بمب ترکیدخ بود اشپزخونه پر ظرف همه وسایل وسط حال اتاقا ریخته
دیگه فقط ب زور شوهرم خوابیدم یهپ بیدار شدم دیدم ساعت دوعه😑 یهو شوهرم اومذ با همون حال ب اون ناهار دادم نمیدونم چرا فس بودم یهو دیگه پا شدم همه جارو سابیدم س ساعت کار کردم رفتم دوش گرفتم تازه نشستم چقد خوبه تمیزی😍😅 نمیدونم چرا قبل مهمونی باید بستبی بعدشم باید بسابی هوففف