خیر سرمون بعد از مدتها رفتیم رستوران...تازه سفارش داده بودیم هنوز نیاورده بودن غذا رو...پسرمم گرسنش بود بهونه میکرد...منم اومدم یه تیکه خیار از داخل سالاد دادم بهش...همیشه عادت داره غذا رو خوب نمیجوه...یه چرخ تو دهن و بعد قورت میده...یهو خیار گیر کرد تو گلوش😩منو شوهرم هرچی زدیم پشتش...چپش کردیم بیرون نمیومد....بچم داشت خفه میشد😭😭😭جوری که میخواست گریه کنه چیزی بگه اما نمیتونست💔💔(البته اینم بگم من خودم کادر درمانم ولی اون لحظه انگار هول کرده بودم فکر کنم درست انجام نمیدادیم این مانور رو)...خدارو رو شکر یه آقایی اونجا بود بچه رو کامل سر و ته کرد یه دونه زد پشتش خیار پرت شد بیرون...
اومدم خونه اییینقدر گریه کردمممم...که خدایا جونمو بگیر اما داغ اولاد به دلم نذار هیچوقت...به دل هیچ مادری نذار😓😓😓