چیزی نمیگم چون دلم خیلی از این دنیا پره...میخوام ازت هر چی بگم بغضم گلومو میبره...آدم یوقتا از خودش بی حرف باید بگذره...این روزهای آخرو ساکت بمونم بهتره...
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
|•پیوسته در تاریخ ساعتی فرا میرسد که در آن، آنکه جرئت کند و بگوید دو دوتا چهارتا میشود، مجازاتش مرگ است•| |•از دور ریختن قواعدی که به من تلقین شده بود، آرامش مخصوصی در خودم حس میکنم•|
من بخدا نمیدونم چگناهی کردم همش باید گریه کنم رفتم دکتر جلسه اول خیلی خوب بودم دکتر حت پیش دستیار گف اما جلسه دوم خیلی دندونم خراب بود مامانم را ب را ار دکتر ه دندون پزشک تعریف کرد پسر رفیقش بود اونم یجورایی مغرور شده بود بعد من نتونستم جلسه دوم تحمل کنم بعم گف عمو جون دهنت باز کن منم هیچ شناختی از این اقا نداشتم بعد ی لحظه ناراحت شدم پاشدم برم گف پانشین سرتون گیج میره منم ناراحت شدم رفتم ت گوشیم بعد امروز ک جلسه اخر بود رفتم فقط همینو گفتم ک اگ از دست من ناراحت شدین یا برخوردم خوب نبود ببخشید جلسه قبل هم یکم محل نزاشتم بعد امروز ب شوخی همین مطرح کردم که گفتین عمو جون بعد اونم گف تیک کلاممه شانس سگیم گف مامانم بیاد و ب اونم گف سو تفاهم شده و دخترم خواست ی وقت ناراحت نباشید منم هیچی نگفتم فقط گفتم که ینی درک نکردین دکترم گف خسته بودم و اهل تیکه نیستم یکم عصبی شدم بعد صاف همینا را ب مامانم گف من نمیفهمم چکار کردم که اینجور مامانم بازم میگ. تقصیر تو هس حت گف فک کردین من گفتم بچه این من بازم هیچی نگفتم سرهمین اشکم در اومد ک جز احترام خوبی چیزی گفتم که گذاشت کف دست مادرم 😔
هیچی اجی رفتم دندون پزشکی از حرکتش خوشم نیمد ب شوخی خنده گفتم ک اول درک کردین هواما داشتین بعد نه بعدم فک کردم تیک انداخت گف عمو جون که توضیح داد بعدم ب مامانم گف الان مامانم میگ تو نباید میگفتی الان کلی مسخرت میکنه
الان ناراحتیت چیه...چون گریه کردی فکر میکنی خرد شدی یا فکر میکنن بچه ای
نظر دیگران برات مهم نباشه
گریه از مهربونی میاد...از دل پاک ...از وجودی پراز احساس
چیزی نمیگم چون دلم خیلی از این دنیا پره...میخوام ازت هر چی بگم بغضم گلومو میبره...آدم یوقتا از خودش بی حرف باید بگذره...این روزهای آخرو ساکت بمونم بهتره...
بعدم گفتم خدانگهدار گفت بسلامت حس کردم پیش خودش گف ای چ بچه هست
اصلا هر چی میخواد فکر کنه
فکر و نظر دیگران هیچوقت برات مهم نباشه اگه بخوای با ارامش زندگی کنی
چیزی نمیگم چون دلم خیلی از این دنیا پره...میخوام ازت هر چی بگم بغضم گلومو میبره...آدم یوقتا از خودش بی حرف باید بگذره...این روزهای آخرو ساکت بمونم بهتره...
من ک گفتم ببخشید ینی دکتره فک کردم بچه ام بالا دندون درد اونم خرابی زیاد از زور مامانم هروقت رفتیم ا ...
چقدر برات مهمه
دلت پیشش گیر کرده😉
چیزی نمیگم چون دلم خیلی از این دنیا پره...میخوام ازت هر چی بگم بغضم گلومو میبره...آدم یوقتا از خودش بی حرف باید بگذره...این روزهای آخرو ساکت بمونم بهتره...