شما تا حالا تجربه داشتید که سوتی هایی سمی بدید تو اجتماع و جامعه یا جمع خانواده یا دوستان یا همسایه ها یا فامیل یا برعکس اونها جلو شما سوتی بدن ؟؟
دسته گل هایی که به آب دادید چیا بوده ؟؟
سوتی های سمی که تو زندگیتون دادید چیا بوده ؟؟
چندین سال پیش مادر به من سپرده بود که داره میره
آرایشگاه برای رنگمو و کوتاهی و اول صبح کله سحر داشت می رفت فک کنم ۷ صبح منم دیشبش تا پاس پاسی از بامداد بیدار مونده بودم و بعد کمی خوابیده بودم منم خوابم خیلی سنگین و عمیق دارم همیشه
بعد حتی بیدارم کرد که حواسم رو جمع کنم که چی دیشب بهم سپرده بود و منم تو اون عمق خوابم گفتم باشه مامان برو تو خیالت تخت و راحت و مامانم از خونه رفت و منم گرفتم باز خوابیدم آنقدر گیج و گنگ بودم یادم رفته بود چند لحظه قبل اصلا چیشد بعد
حالا مادرم گفته بود که خانم آرایشگر زنگ در سالن اش خرابه من باید زنگ بزنم با تلفن منزلمون یا موبایلم اطلاع بدم که مادر اومده پشت در ارایشگاه مونده و آرایشگر محترم در رو براش باز کنه بعد من زنگ زدم به ارایشگاه ده دقیقه " ۱۰ داشتم صحبت میکردم و بعد گوشی تلفن رو قطع کردم حالا من دومرتبه گرفتم خوابیدم ایندفعه مامانم زنگ زد گفت دخترررر مگه من بهت نگفتم زنگ بزنم پشت در ارایشگاه موندم و گقتم مامان زنگ زدم اخه چند دقیقه پیش بعد مامانم خیلی عصبی و خشمگین شد
گفت خودم حلش میکنم و گوشی رو قطع کرد حالا من مونده بودم که خانم آرایشگر چی گفته بود بعد همینطور که تو ذهن و مغزم غرق شدم رفتم آب به سر و صورتم سراسیمه زدم که خوابم پرید بعد دو ساعت نشستم خندیدم روی زمین خودمو میزدم داشتم منفجر میشدم از خنده چون یادم اومد اصلا من شماره تلفن موبایل خانم آرایشگر رو دو رقمی رو اشتباه گرفته بودم و یک آقای میانسال تلفن رو برداشت بودن و داشتن صحبت میکردن حدود ۵۰ ساله و پخته بالغ و گیلانی و شمالی بودن که لهجه شمالی هم داشتن و از من اصرار که مادرم اومدن ارایشگاه شما از ایشون انکار که بابا جان دختر گلم اشتباه میکنی من ارایشگاه ندارم این آقا ترسیده بود چون خیلی جدی میگفتم مادرم اومده ارایشگاه شما و ایشون گرخیده بود که این حتما مواد مخدر و محرک مصرف کرده توهم زده چی میگه من اصلا مرد هستم آرایشگاه ندارم اونم آرایشگاه زنانه اونم توی ایران و میگفت دخترم عزیزم ببین من ارایشگاه ندارم مادرم پیش من نیومده حالت خوب نیست دخترم شما مطمئنی شماره رو درست گرفتی ؟؟.منم میگفتم بابا چرا متوجه نمیشید دارم حقیقت رو میگم و خلاصه گفت من مازندران زندگی میکنم شما کجایی گقتم من تهرانم
گفت دخترم دیدی اشتباه گرفتی من که دو ساعته دارم بهت میگم من نه آرایشگر نه ارایشگاه زنانه دارم نه زن هستم و من یک مرد گیلانی معمولی هستم آقا من داشتم میترکیدم و می پوکیدم از خنده و قهقهه بخدا یطوری بعد اونهمه ساااال از ته دل قهقهه و میخندیدم که داشتم گریه میکردم همراه با خنده وحشتناک اصلا یک وضعی بود آقایی هم که اشتباها با ایشون تماس گرفتم بسیار متشخص و درست حسابی و با ابرو خیلی عاالی و کامل توضیح میداد
میگفت دخترم من اصلا مرد هستم ارایشگاه زنانه ندارم من مردی هستم از گیلان زمین و کارمندم و
فکر کنم این آقای خیلی جدی از ماتریکس و کلا از این جهان خارج و به جهان های موازی دیگر و سیارات و منظومه های دیگه فرار کردن از دست من .....
🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
😆😆😆😆😆😆😆😆😆😆😆😆😆😆😆😆