مسعود نشد حتی شمارتو داشته باشم
نشد حتی عکسی ازت داشته باشم حداقل چهرتو ببینم یادم نره
ولی مسعود من از ۱۸مرداد تو اون تابستون سال ۱۴۰۰
تا امشب به یادتم
خسته شدم از چشم انتظاری
کاش آدما یادشون باشه شاید فردایی نباشه
مثل من که حتی نشد برا یبارم بهت بگم چقدر دلم میخوادت
اگه الان بودی یا حتی شمارت بود
زنگ میزدم یه دل سیر گریه میکردم
یه دل سیر بعدش گلایه
ولی چه میشه کرد؟وقتی قسمت نبود
حتی روزگار نذاشت ۲۴ساعت طعم عشق رو بچشم
ولی دنیای نامرد من به یاد همون لحظه ۳سال منتظرم
خدایا نمیدونم مسعود کجاست
خوبه نیست چه مشکلی داره
ولی دعاهامپشت زندگیشه
از خدا میخوام که منگریه کنم و اون بخنده
من غم داشته باشم جای اون و اون شاد باشه
من حتی اگه یه روز تو ۵۰سالگیم ببینمت
یه دل سیر نگاهت میکنم و به یاد ایام جوانی گریه میکنم که ببینی اون دختر دوست داشت همین...
کاش قبل مرگم تو رو ببینم
حتی برا یه نیم ساعت
من هیچی از زندگی نخواستم
ولی اگه بمیرم و تو رو نبینم چی؟