ی خاهرشوهر دارم چند ساله مهاجرت کرده تک دختره عزیزدردونه خونست کسی ب این محبت کنه مساویه با این ک خانوادشون برات جونشونو بدن، ینی نقطه ضعف و قوتشون دخترشونه
و ازون طرف هرکی دخترشونو تحویل نگیره اینا رسما با طرف دشمن میشن
منم تازه ذزدواج کرده بودم ک این مهاجرت کرد قبلشم شهر دور بود رو هم رفته سه چار بار حضوری همو دیدیم واسه همین صمیمیتی هیچوقت ایجاد نشد و این ک خبلی دختر مغروریه نگاه از بالا ب پایین زیاد داره ولی خب همهههه دوسش دارن و روش حساسن
من چندباری تلاش کردم باهاش ارتباط بگیرم ولی با قیافه گرفتنش مواجه شدم و مجبور شدم عقب نشینی کنم
از وقتی مهاجرت کرد چندبار هی زنگ زدم تصویری اون شرایط حرف زدن نداشت پیامم دادم با تاخیر جواب داده ولی فقط در حد احوال پرسی دیگه نمیدونسم در مورد چی حرف بزنم
تموم زنگ و پیامام تو این مدت از سمت من بوده، حالا مادرشوهرم منو دید گف دخترم گفته فلانی (من) اصلا یادی از من نمیکنه انگار غریبست، منم گفتم چندباری زنگ زدم نتونس حرف بزنه پیامم دادم سرد جواب داده دیگه نمیدونم باید چیکار کنم نخاستم مزاحمش بشم، گف نه سرش شلوغه تو باید مرتب زنگ بزنی اون کشور غریبه خیلی تنهاست , در صورتی ک دخترش خیلی خوش گذرون و اهل تفریح و پارتیه منظورم اینه غربت روش تاثیری نداره مثلا دلش بگیره من زنگ بزنم خوشحالش کنم
با این اوصاف شما باشیدبازم پیش قدم میشید واس زنگ و پیام؟؟