2777
2789
عنوان

حمله پانیک

| مشاهده متن کامل بحث + 152 بازدید | 30 پست

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

نترس عزیزم دور از جون مرگ نداره فقط عذابش واس خودمونه خیلی حال بدیه

اره دکتر گفته بود ولی خب آدم ناراحت میشه🥲


ایشالا شما هم زود خوب بشی دیگه سراغت نیاد

گاهی چقدر آدم دلش برای یک خیال راحت تنگ میشود                          🙃🤍🌱
بزن نت حمله پانیک برات میاره من شدیداً تپش قلب و بی قراری میگیرم طوری ک نفسم تنگ میشه سرم گیج می‌ره ...

آره خیلی خوندم در موردش، ولی همسر من فقط نفسش میگیره. انگار راه هوایی مسدود میشه، 

آره واقعا سخته. امیدوارم حالتون بهتر شه، چند روزی یبار اینجوری میشید؟ بخاطر استرس نیست؟ 

قد: ۱۶۵  وزن اولیه:۷۳  وزن اکنون ۶۶:۸۰۰   وزن هدف  ۵۵

اره دکتر گفته بود ولی خب آدم ناراحت میشه🥲ایشالا شما هم زود خوب بشی دیگه سراغت نیاد

مرسی گلم ایشالا مادر شماهم خوبشه فقط اون لحظه ک بش حمله دست میده درکش کنید ازش هی نپرسید ک خوبی چون آدم بدتر میشه فقط دوستاش بگیرید شونه اش ماساژ بدید

مرسی گلم ایشالا مادر شماهم خوبشه فقط اون لحظه ک بش حمله دست میده درکش کنید ازش هی نپرسید ک خوبی چون ...

مچکرم

چشم حتما

گاهی چقدر آدم دلش برای یک خیال راحت تنگ میشود                          🙃🤍🌱
آره خیلی خوندم در موردش، ولی همسر من فقط نفسش میگیره. انگار راه هوایی مسدود میشه، آره واقعا سخته. ام ...

من قبلاً ماهی ی بار بیشتر بعد پریودم اینطوری میشدم الان ی روز در میون این حال بهم دست میده همسرتون سیگاری اگه باشه از اونم میشه باید ببریدش دکتر احتمالا آپنه خواب با دارو بر طرف میشع

شما چیکار کردی خوب شدی چی مصرف کردین

هیچی 

اصلا نمی‌دونستم پانیکه

فقط میگفتم برای دشمنم هم این بلا نیاد ، خیلی سخته ....

داروی ضد تهوع بارداریم رو قطع کردم ، کم کم بهتر شدم 

دارویی که داده بود، عوارض اختلال روانی حتی خودکشی رو داشت 


پیش متخصص خوب طب سنتی برو ضرر نمیکنی 

مثلا میگه روزی هزار بار گل محمدی بو کن ، هم مغز گرم میشه هم استرس رو کاهش میده ، مثلا سنگ یاقوت استفاده کن و چند تا دمنوش....

 احمق‌ها به همین راحتی اداره می‌شوند  استالین دیکتاتور روسیهً ،خواست که برای او مرغی بیاورند او آنرا گرفت در حالیکه با یک دست آنرا میفشرد با دست دیگر شروع به کندن پرهای آن مرغ کرد مرغ از درد فریاد می زد و سعی می کرد از هر راه ممکن فرار کند. پس از پایان کار به یارانش گفت: "حالا ببینید چه اتفاقی می‌افتد" او مرغ را روی زمین گذاشت و چند دانه گندم جلوی او ریخت و از او دور شد همکارانش دیدند که مرغ بیچاره در حال درد و خونریزی او را دنبال میکند استالین با دانه‌های گندم ، مرغ را به هر گوشه از اتاق بسمت خود می‌کشید در همه این مراحل مرغ پی در پی ، او را تعقیب می‌کرد و قدم به قدم همراه او بود!!استالین گفت:مشاهده می‌کنید که مرغ با وجود تحملِ تمام دردهایی که من برای او ایجاد کردم؛ به دنبال من می‌آید  احمق‌ها به همین راحتی اداره می‌شوند!
من قبلاً ماهی ی بار بیشتر بعد پریودم اینطوری میشدم الان ی روز در میون این حال بهم دست میده همسرتون س ...

آره درسته، ببخشید من آپنه و پانیک رو باهم قاطی کردم، نه سیگاری نیست در حد تفننی، اکثرا مواقع استرسه، دیگه حتی دلم نمیاد باهاش بحث کنم، چون شبش اینجوری میشه، 

یروز درمیون خیلی سخته که، کاش یه دکتر بهتر برید، امیدوارم هرچه زودتر کاملا بهبود پیدا کنید عزیزم، 

قد: ۱۶۵  وزن اولیه:۷۳  وزن اکنون ۶۶:۸۰۰   وزن هدف  ۵۵

آره درسته، ببخشید من آپنه و پانیک رو باهم قاطی کردم، نه سیگاری نیست در حد تفننی، اکثرا مواقع استرسه، ...

مرسی عزیزم اضطراب تو هرکسی ی جور نشون میده ولی حتما ببریدش پیش دکتر تا تشخیص درست بدن ایشالا خدا ب شما همسرتون سلامتی بده عزیزم💓

هیچی اصلا نمی‌دونستم پانیکهفقط میگفتم برای دشمنم هم این بلا نیاد ، خیلی سخته ....داروی ضد تهوع باردا ...

کسی میشناسید ک خوب باشه برم پیشش والا خسته شدم هزارتا دکتر رفتم

مرسی عزیزم اضطراب تو هرکسی ی جور نشون میده ولی حتما ببریدش پیش دکتر تا تشخیص درست بدن ایشالا خدا ب ش ...

ممنونم دوستم همچنین به شما🌹💘

قد: ۱۶۵  وزن اولیه:۷۳  وزن اکنون ۶۶:۸۰۰   وزن هدف  ۵۵

کسی میشناسید ک خوب باشه برم پیشش والا خسته شدم هزارتا دکتر رفتم

من مشهدم

 احمق‌ها به همین راحتی اداره می‌شوند  استالین دیکتاتور روسیهً ،خواست که برای او مرغی بیاورند او آنرا گرفت در حالیکه با یک دست آنرا میفشرد با دست دیگر شروع به کندن پرهای آن مرغ کرد مرغ از درد فریاد می زد و سعی می کرد از هر راه ممکن فرار کند. پس از پایان کار به یارانش گفت: "حالا ببینید چه اتفاقی می‌افتد" او مرغ را روی زمین گذاشت و چند دانه گندم جلوی او ریخت و از او دور شد همکارانش دیدند که مرغ بیچاره در حال درد و خونریزی او را دنبال میکند استالین با دانه‌های گندم ، مرغ را به هر گوشه از اتاق بسمت خود می‌کشید در همه این مراحل مرغ پی در پی ، او را تعقیب می‌کرد و قدم به قدم همراه او بود!!استالین گفت:مشاهده می‌کنید که مرغ با وجود تحملِ تمام دردهایی که من برای او ایجاد کردم؛ به دنبال من می‌آید  احمق‌ها به همین راحتی اداره می‌شوند!
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2836
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز