البته دلم میخواد
چهار پیش شوهرم میخواست یادم بده دو روزم باهم رفتیم اون موقعه نامزد بودم بعد موقعه یاد دادن گفتم آره منم گواهینامه بگیرم تنهای رانندگی میکنم بعدش شوهرم نارحت شد اره من تنهای با تو ماشین نمیدم مردم چی میگن دعوا کردیم بهم گفت تو جبه ماشین روندن نداری واقعا آنقدر ذوق داشتم ولی کوفتم کرد بعدش دو سال پیش گفتم بهش که من برم گواهینامه بگیرم دیدم راضی نیست بعد اون نه من گفتم ببرتم نه میگم
ولی دلم میگیره حتی تو زندگیم یدونه نتونستم گواهینامه بگیریم کلا هر وقت از چیزی خوشحالم واسش ذوق کنم کوفتم میکنه کلا تو زندگیم هر چی که بقیه دارن من انکار ازش محروم
اینم بگم جایی که یاد میدن نزدیک یه ۴۰ دقیقه با ماشین راهه یکی حتما یه مرد ببرتم