بچه هااخرهفته ای بادوستامون رفتیم بیرون شوهرم باز مشروب خورد مست کرد دوستامون هیچ کدوم نمیخورن بعدحالش دست خودش نبود پس بزرگم دعواکرد دوتا بچم گریه میکردن اینم هیچی نمیفهمید تاصب جلوی رفیقامون ادا در آورد و کلی منو بچه هام کوچیک شدیم منم صبش خیلی جدی بهش گفتم بخای بخوری جدامیشم جلوی همه. اما بازم خوردو جلوی همه گفت دیگه نمیخورم فقط امروز منم کلا از همون روز کم محلش میکنم و بهش کاری ندارم اونم اجازه نمیداد من اینست بریزم منم گفتم منم اینستاریختم چون تو خطا کردی و کوچکم کردی