اسی تنها نیستی
والا منم یه شهر دور دور زندگی می کنم عید به عید میاموخونه پدرم و تابستونا هم یه یا چهار بار برم یا نه
یه جوری برخورد می کنن که انگار غریبه ام
یه سوال می پرسی بی غرض جواب دروغ میشنوی
یه سکرت بازیای مسخره ای در میارن که آدم اصلا دلش نمیخاد دوباره بره