بنظرم نباید آخرش روح ملکه برمیگشت چون خودش خودکشی کرده بود
و اینکه موقعی ک روح اون سرآشپز وارد بدن اون زن شد دیگه نباید برمیگشت
و ب نوعی روح ملکه تو جسم اون آقا و بالعکس به زندگیشون ادامه میدادن چون دوتاشون این شرایط رو قبول کرده بودن
و اگه یادتون باشه انگار اون آقا یه بار دیگه ب استخر میوفته اونموقع باید روح ملکه به کل از دو تا جسم بیرون میومد و جسم اون آقا فوت میکرد و روح سرآشپز تو بدن ملکه ابدی میشد
و بیونگ این هم بعد مرگش با روح ملکه دنیارو ترک میکردن چون خودش هم پی برده بود ک اون خود واقعی ملکه نیست..
و روح اون سرآشپز هم با گذر زمان بیشتر و بیشتر ویژگی های زنانه پیدا میکرد
حتی آخر سریال خود امپراطور هم متوجه تغییراتی در ملکه شد و گفت که جای یه چیزی خالیه چون ک بالاخره عالیجناب عاشق شخصیت مغرور و خودخواه سرآشپز شده بود نه ملکه ک فردی آروم و ساده بود