هعی من و بگو که بچگیم افتضاح بود همیشه دعوای بابا و مامانم تو سرم بود ،نوجونیم افتضاح بود ،اینم از جوونیم که همش تو فکر کار پیدا کردن هستم که پیدا نمیشه و دارم با افسردگی دست و پا میزنم
خوب چیکار کنم؟من ماشاالله کلکسیون مشکلاتم تکمیله ،ترس بیرون رفتن از خونه دارم جرئت ندارم پامو از خونه بذارم بیرون مثل زندانی ها خودمو تو این چار دیواری حبس کردم و گذر عمرمو میبینم ،شایدم من خیلی ضعیفم که نمیتونم از پس ترس ها و مشکلاتم بر بیام