2777
2789
عنوان

طلاق و مرگ

| مشاهده متن کامل بحث + 1397 بازدید | 64 پست

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

بهانه های الکی نامزدم کلا سرد بود رفیق باز بود اهل زندگی نبود قهر های طولانی میکرد خودشم نخواست درست ...

امان از قهرهای طولانی ک هرچی میکشیدم از این قهراشه

خستم، خیلی خسته
آره سه هفته ای میشه

الهی شکر....انشالله خوشبخت بشی.منکه فکر کنم دیگه بعد طلاقم نتونم ازدواج کنم.چون شوهرم خصوصیات خوب زیاد داشت.میترسم بعدی نداشته باشه و مدام مقایسه کنم 

خستم، خیلی خسته
الهی شکر....انشالله خوشبخت بشی.منکه فکر کنم دیگه بعد طلاقم نتونم ازدواج کنم.چون شوهرم خصوصیات خوب زی ...

مرسی عزیزم انشالله تو هم خوشبخت بشی 

اصلا به این چیزا فکر نکن بسپار به خدا اگه یه مورد خوب سر راهت قرار بگیره متوجه میشی همسرت اینقدرا هم خوب نبود 

منم فکر می‌کردم نامزد سابقم خیلی خوب بود اما الان متوجه شدم اگه باهاش میموندم افسرده میشدم 

عصبی بودن و مشکل جنسی داشتن به خاطر دیابت هست 

مهم ذات شوهرت هست که مرد خوبیه 

شما خودت عصبی نیستی؟

به نظر میرسه داری اشتباه بزرگی می‌کنی 

یه دیابتی مگه چندسال زنده هست؟

با اجازتون کامنتی که درمورد رئیستون گذاشتی خوندم 

آیا زندگی کردن با این مرد باشرف بهتر از همسفرگی با اون مرد بیشرف نیست؟

طبیعت ثابت کرده همیشه بعداز سخت ترین زمستونها زیباترین بهارها میاد ،همبن باعث میشه آدمهای زلال به حکمت خدا اعتماد کنند ⭐  خواننده مورد علاقه ام فرانسوا هاردی ،آهنگ گل سرخ گوش کنید معرکه است  
عصبی بودن و مشکل جنسی داشتن به خاطر دیابت هست مهم ذات شوهرت هست که مرد خوبیه شما خودت عصبی نیستی؟به ...

شما جای من نبودی پس قضاوت نکن.‌‌‌...نمیدونی چقدر سخته که باهزار آرزو ازدواج میکنی ودوروز بعد عقد متوجه میشی شوهرت مشکل جنسی داره...نمیدونی چقدر سخته ۲۳روز بعداز عقد بخاطر یه مخالفت کوچیک کتک بخوری....نمیدونی چقدر سخته شوهرت سه بار جلوت خودزنی کنه با شیشه و چاقو... و هزاران مشکل دیگه...

خستم، خیلی خسته
عصبی بودن و مشکل جنسی داشتن به خاطر دیابت هست مهم ذات شوهرت هست که مرد خوبیه شما خودت عصبی نیستی؟به ...

من انکار نکنم.اتفاقا شوهرم خصوصیات خوب زیاد داشت ولی شرایط ایشون و اخلاق بچگونه ایشون تحمل منو تمام کرد

خستم، خیلی خسته
عصبی بودن و مشکل جنسی داشتن به خاطر دیابت هست مهم ذات شوهرت هست که مرد خوبیه شما خودت عصبی نیستی؟به ...

دوران عقد متوجه شدم شوهرم ناتوانه جنسیه بزور دکتر و قرص بتونه کاری بکنه منم چون دوسش داشتم این موضوعو پذیرفتم.. دلشو به ارث پدریش خوش کرده بود. هیییچ حرمتی باقی نمونده. توروی خانوادم ایستاد و بخاطر شوخی که داداشم باهام کرد دست به یقه شد با داداشم و بی احترامی طوری ک بابام ازخونه بیرونش کرد. بشدددت عصبی ومتوجه شدم بیمارستان اعصاب وروان خوابیده13تا قرص اعصاب میخوره درحالی که به من گفت بخاطر فوت داداشم تحت درمانم چون افسردگی گرفتم گفتم باید ترک کنی به ترامادول رو اورد. دست بزن داره گه گداری .خودزنی میکرد با شیشه و چاقو. نه عروسی واسم گرفت نه طلایی واسم گرفت تازه۴۸میلیون سال۹۸واسش طلاهای خونه بابامو فروختم و۱۸میلیون پول نقد بهش دادم واسه ساخت خونش نه خریدعروسی کرد. گفت چون خونه ساختم دستم خالیه واین حرفا. یجورایی میترسید واسم خرج طلا وعروسی واین چیزا کنه چون یروز از دهنش توی دعوا در اومد تو همون اول قصدت رفتنه. خانوادمم بخاطر من هیچ فشاری نیوردن. یعنی هیییچ آرامشی باهم نداشتیم.  خوب بودنش به دوهفته نمیرسید انگار یکی میرفت تو جلدش باااید سر چیزالکی بحث وناراحتی درست میکرد.همش قهر میکرد مثل زنا. اخلاقای خوبی هم داشت. دست و دلباز بود. وقتی قهرنبود بشدت فیزیکی و کلامی محبت میکرد. شوخ بود خیلی مسخره بازی درمیورد تا بخندونتم. شکاک اصلا نبود. مناسبتارو فراموش نمیکرد، رفیقباز نبود. همش چیزای خوبشو با مردای اطرافم مقایسه میکنم. میبینم شوهرم موقع آشتی خیلی مهربون بوده😔ولی دیگه یجایی به حدی خسته شدم که دیگه احساساتم کور شد.

خستم، خیلی خسته

ببین من اینو الان اتفاقی دیدم ازدواج نکردم فقطم این متنو خوندم وجای شما نبودم پس نمیتونم بگم طلاق بگیر یا نگیر ولی اگه صرفا برای دلسوزی میخپای برگردی اینگارو نکن فکر نکن وای اون هیچکس نداره پس چه بلایی سرش میاد اینو بدون خدای اونم بزرگه یه سریا تو یتیم خونه بزرگ میشن ولی اونام خدایی دارن همه‌ی مردم همینن زیاد دلت نسوزه موفق باشی

یه شعر برات میفرستم خیلی قشنگه راجب همین موضوع دوست داشتی بخون


یکی روبهی دید بی دست و پای

فروماند در لطف و صنع خدای

که چون زندگانی به سر می‌برد؟

بدین دست و پای از کجا می‌خورد؟

در این بود درویش شوریده‌رنگ

که شیری در آمد شغالی به چنگ

شغال نگون‌بخت را شیر خورد

بماند آنچه روباه از آن سیر خورد

دگر روز باز اتفاق اوفتاد

که روزی‌رسان قوت روزش بداد

یقین، مرد را دیده بیننده کرد

شد و تکیه بر آفریننده کرد

کز این پس به کنجی نشینم چو مور

که روزی نخوردند پیلان به زور

زنخدان فرو برد چندی به جیب

که بخشنده روزی فرستد ز غیب

طولانیه همش جا نمیشه دوست دشاتی سرچ کن بقیشم ول کن ولی تا همینجام مطلبی که مشا میاز داری بدونی رسونده

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز