نخواه که فراموش کنی. چرا فراموش؟ درسش رو بگیر. ببین این رابطه چی رو میخواسته از درون خودت بهت یادآوری کنه. تا درسش رو نگیری روابط بعد هم همین اتفاق دوباره تکرار میشه چون تو چیزی رو تغییر ندادی.
مثلا من توی تاپیکت متوجه شدم فکر میکنی باید زیاد خوبی کنی، حتی شاید اسمش رو بذاری از خودگذشتگی. باید بشینی ببینی چرا این کارها رو براش میکردی؟ میخواستی هرجور شده بمونه؟ میخواستی اونم به تو مهر و محبت کنه در قبال خوبیای تو؟ یا هر دلیل دیگهای. ولی دلیلش خیلی مهمه که با خودت صادق باشی که بتونی ببینی ضعفت کجاست که خودت رو نمیبینی و یکی دیگه رو به خودت ترجیح میدی.
یا بشینی فکر کنی بدون این که خودت رو گول بزنی، که آیا این رابطه نیاز عاطفی من رو برطرف میکرد یا نه؟ اصلا هدفم از رابطه چیه؟ آیا این رابطه دقیقا هدف من رو برطرف میکرد یا من همچنان تو رابطه بودم ولی کمبود خیلی چیزا رو حس میکردم. اگر اینجوریه پس چرا ادامه دادم و خواستم به زور رابطه رو نگه دارم و خلاصه سوالای مختلفی که از این رابطه میتونی از خودت بپرسی. طرفت رو ول کن و تو فکر اینکه فراموشش کنی یا هرکاری که به اون مربوطه رو بکنی، نباش. بجاش بیا ببین خودت کجاها ضعف داری و رو خودت کار کن. بعدش اون آدم و رابطه خود به خود دیگه برات مشکل نیست