سلام بچه ها من قبلا مچ شوهرمو در حال پیام با یه زن شوهردار گرفتم پیامای خاصی نبود یعنی خوبی عزیزم و فلان بهش گفتم گف ب خدا مسافرمه با باباش دوستم بار میبرم برادر نداره فک میکنه من برادرشم طاقت نیاوردم زنگ زدم ب زنه برگشت گف ک شوهرت مثل داداشمی منم کفتم کوه خوردی اک داداشت بود من زنداداشت بودم دیگ پیامتو تو گوشی شوهرم نبینم زنه هف خطه با شوهرش قاچاق سوخت میکنن تا اینکه بعد گذشت یه سال دیدم بازم شماره ی همون خانمه ک نوشته عزیزم شماره فلان رستوران رو برام بفرست من طاقت نیاوردم بازم زنگ زدم ب فوش بستم زنیکه…گف ب مرک بچم اشتباهی فرستادم و فلان میخوام از روبیکای شوهرم بهش پیام بفرستم ببینم رابطشون در چ حده اینم بگم شوهرم خیلی هف خطه یه جوری با حرفاش خرم میکنه ک خستم توروخدا بیاین نظر بدید چیکار کنم
ببین دقیقا ب خدا اینکه قبول نمیکنه و همه چیو میندازه گردن شکاک بودن و بد دلی ات روانیم کرده حتی براش یه بار نوشته بود فداتم تا ابد خدایی جای من باشی چیکار میکنی افسردگی گرفتم احساس احمق بودن دارم ب این شب عزیز قسم خسته شدم
منم کوروش شاه جهان شاه بزرگ شاه دادگر شاه سومر و اکد شاه چهار گوشه جهان ارتش من به آرامی وارد بابل شد نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد اید من برده داری را برانداختم، به بدبختی های آنان پایان بخشیدم(بخشی از منشور نامه کوروش بزرگ)کوروش شاه جهان شاه بزرگ شاه دادگر آسوده بخواب زیرا که ما بیداریم منم فرزند کوروش بزرگ منم یک ایرانی (کاربری از تاریخ ۸ اردیبهشت ۴۰۳ ساعت ۹ شب ماله من شد تایپک های قبل به من مربوط نیست)