2777
2789
عنوان

جاری🙂‍↕️

404 بازدید | 15 پست

من بیرون بودم مادرشوهرم و بچم خونه بودن بعد من اومدم فهمیدم جاریمم خونمون بوده و رفته وای خونمون خیلی خیلی شلخته بود خیلی خجالت کشیدم😑تو سالن شلخته نبودا

فقط سینک ظرف داخلش بود و اتاق خواب هم نامرتب بود

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

از مادرشوهر خجالت نکشیدی از جاری خجالت کشیدی؟؟؟؟یعنی اینقدر ازش حساب میبری و آدم مهمیه؟؟؟


خدایا جوری دستمو بگیر و بلندم کن که همه انگشت به دهن بمونن.،(۲۹بهمن خبر بارداریمو شنیدم،خدایا ممنونم ازت،تو دلیمو حفظ کن و کمکم کن صحیح و سالم بغلش بگیرم)،خدایاشکرت بابت پسر نازی که بهم دادی،امام حسین نوکرتم♥️)،درخواست دوستی پذیرفته نمیشود،سپاس

خب بدون اطلاع اومده شماهم درگیر بودید چیزی نشده که

چیزی‌ که آدمیزاد رو میکُشه، حسرته حسرتِ جاهایی که نرفته،کارایی‌که نکرده، حرفایی که نگفته.حسرتِ آدمی که دیگه تکرار نمیشه و هیچ‌کاری واسه نِگه‌داشتنش نکرده.. پیج کیک و شیرینی هام:Savina.bakes 😋🥰

من یکبار مادر شوهر و خواهر شوهرم بدون هماهنگی اومدن خب من سرکار میرم خسته و هلاک بودم،بعد هی میگفتن چرا فلان چیز تو خونت نداری؟(خوراکی 

نمیدونم چرا گازت کثیفه 

خب بی شعور منم خونه تو بدون هماهنگی بیام صددرصد نا مرتبه ک یک چیز طبیعیه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز