2777
2789
عنوان

طلاق

115 بازدید | 6 پست

خانوما من زمان مجردی واقعا از طرف خواهرم تحت فشار بودم و به دلیل حسادت های زیادی ک داشت واقعا مشکل روانی پیدا کرده بودم و مادرم هم کلا با اون یکی بود ینی اصلا آدم نرمالی نیست و به شدت حسود هست حتی به خواستگارم به دوس پسرم به همه چیم حسادت میکرد و زندگی زهرمارم بود خدا کمک کرد این ازدواج کرد مدتی بود واقعا اعصابم به حالت نرمال برگشته بود و اجازه داشتم خواستگار راه بدم تا اینکه با پسره هم نتونست اوکی بشن و داره طلاق میگیره می‌دونم ک عقده ها و حسادت هاش از قبل بیشتر میشه و زندگی من رسما تعطیل میشه چون مثلا راجب خواستگارم حرف میزدیم یا تو فامیل میگن خوشبخت بشی این مث عقده ها نگام می‌کنه رسما بیچاره شدم چیکار کنم من بخدا توان ندارم خیلی آدم مزخرفی هست خیلی اهل دعوا و شر و حسادت و فتنه ی به تمام معناست 

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

من قضیه نمیدونماما طوری نوشتیکه همه بد هستتو خوب...اما ایشالا حل بشه مشکلاتت

من با خانواده درجه یک ینی مادر و خواهرم مشکل دارم چون خواهرم به شدت حسود هست و مادرم هم همیشه طرف اون هست حتی ساده ترین ارزش هارو بهم نمیدادن و باعث شده بود همیشه با مادرم دعوا داشته باشم الان فک کن دوباره مجدد همین خواهر پاش یه زندگیت باز بشه

کاری بهش نداشته باش طلاق خیلی سخته دیگران خیلی سخت آدم رو درک میکنن

من با طلاقش کاری ندارم میگم دیگه حتی وقتی مجرد بودیم هم من اجازه هیچی نداشتم هیچ نظری نمی‌دادم دائم تحقیرم میکرد از چشم فامیل منو مینداخت ک همه از اون خوب بگن ذاتش این مدلی هست مادرم هم همیشه طرف اون هست جوری ک خونه برام جهنم بوده و از صدتا غریبه برام بدتر بودن...یه بار دوس پسرم برام هدیه گرفته بود این چون کسی براش هدیه نخریده به جای اینکه با خوشحالی من شاد باشه یه دعوای اساسی درس کرد...حتی وقتی ازدواج کرده بود هم من یه خواستگار خوب برام اومد این سر همین ک شرایط خواستگارم خوبه با شوهرش دو هفته دعوا کرد نمی‌دونم چیکار کنم واقعا 

اینکه خصوصیات مادرشوهرمن

باز تو مادرشوهرت هست این کلا باعث ازدواج منم شده هیچ‌جوره نمیتونم ازش خلاص بشم حتی وقتی مجرد بودیم هم من اجازه هیچی نداشتم هیچ نظری نمی‌دادم دائم تحقیرم میکرد از چشم فامیل منو مینداخت ک همه از اون خوب بگن ذاتش این مدلی هست مادرم هم همیشه طرف اون هست جوری ک خونه برام جهنم بوده و از صدتا غریبه برام بدتر بودن...یه بار دوس پسرم برام هدیه گرفته بود این چون کسی براش هدیه نخریده به جای اینکه با خوشحالی من شاد باشه یه دعوای اساسی درس کرد...حتی وقتی ازدواج کرده بود هم من یه خواستگار خوب برام اومد این سر همین ک شرایط خواستگارم خوبه با شوهرش دو هفته دعوا کرد نمی‌دونم چیکار کنم واقعا 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز