حق دارم ناراحت باشم؟ همسرم اکثر موقع ها تا هشت نه شب سرکار وقتی ام میاد غذا میخوره میخوابه یا با گوشی بخاطر کارش.. این روزها که کمی زودتر میاد میره بیرون با دوستاش هییت و حلیم پزون اینا ساعت دو و پنج صبح میاد خونه فقط یه شب باهم رفتیم بیرون.. شخصیت وابسته ای ندارم اکثر موقع ها خودم و بچه ام میریم بیرون.. امروز که زود اومد زود پاشد گفتم کجا گفت با دوستان قرار دارم بعدم میرم شام.. تا اخرشبم نمیام.. درحالی من فردا نذری کوچیک دارم حتی یادشم نبود.. منم دلخور شدم گفتم همش بیرونی پس ما چی.. دهنشو باز کرد شمرد.. احساس میکنم دیگه تحمل ندارم.. میگه خودتون برید بامن کاری نداشته باش..تواین هفت هشت سالی که بچه ام بدنیا اومد شاید سه چهار بار پارک برده باشدش همه چی پای خودم بوده فقط زمان مدرسه میره میارتش اونم صدبار میکوبه تو سر من.. احساس میکنم کل زندگیو انداخته گردن من دیگه