نیم ساعته از پیشش برگشتم..منو برده یه جای خیلی خوشگل و خلوت تو شهرمون
درختای خیلی بزرگ و اب و سایه از اونایی که تو فیلما میشه🥹
منو خانوبنده روپاشو فقط چشامو بوس میکرد ..میگفت چی میشه خدا همه چیمو ازم بگیره ولی تورو بهم بده تا ابد مال من باشی
میگفت من پسر هاتیم اما چون خیلی عاشقتم هیچوقت بهت دست نمیزنم حتی اگه لخت بشی الان اینکارو باهات اینکارو نمیکنم..میگفت تو یه چیز خاصی استثنایی..من دوست ندارم کاری باهات بکنم..میگفت شبایی که چت نمیکنی باهام با عکسات درد و دل میکنم
تو دیت اولمون من یه شیر کاکائو خوردم پوستش تو ماشینش مونده بود..عکس گرفته بود پوستشو گدلشته تو کمدش😂😂😂