ظهر خوابیده بودم فکر کنم بین خواب بیداری بود دیدم به خانمه فکر کنم چادر مشکی داشت کنارم دراز کشیده دستش یه عروسک بود انداخته رو گلوی من منم دستم رو گلوی اون بود یه دفعه پاشد سمت چپ صورتم رو چنگ زد که از خواب پریدم انگار واقعی یکی کنارم بود لطفا کمک کنید فکرم درگیر شده
همیشه از اینکه برم انحراف بینیم رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید
نه ترس یه سری منم تو پاییز غروب بود هوا تاریک مامانمم تو آشپزخونه داشت آشپزی میکرد خواب بود یه دفعه حس کردم یکی داره موهام رو ناز میکنه و یکدفعه جوری موهام رو کشید ک با ترس از خواب پریدم تا یه مدت میترسیدم تو غروب بخوابم
یه تیکه از قلبم رو برای همیشه با خودش کند و برد❤️🩹❤️🩹