من نمیتونم با دیگران ارتباط داشته باشم همش احیاس اضطراب دارم همش حس میکنم الان قراره بهم یه ضربه بزنه تو سرم یه عالمه فکر منفی میاد اوایل عکر فکر میکردم مشکل از بقیس حالا فهمیدم هر کی رو مببینم اینجورم پس مشکل از منه میترسم شوهرمو دخترمو از دست بدم اینجوریرچون تنها کسایی هستن که برام موندن
دلم میخواد عین بقیه خانما ارتباط اجتماعی داشته باشم الان دو شب رفتم هیئت دیگهدنتونستمدبرم چون بعدش میام میشینم نگاه های بقیه رو تحلیل میکنم خسته شدم از دست خودم وقتی تو خونم همه چی اوکیه