من13ساله ازدواج کردم،هشت سال اول خونه ی مادر شوهرم نشستم.همون سال سوم تونستیم یه خونه نود متری بخریم،دو سال بعد هم یه اپارتمان پنجاه متری
در مخیله ی هیچ کدوم مون نمی گنجید دو تا خونه ،اون هم با مغازه ی اجاره ای.
از سال نود که هر دو خونه رو فروختیم وبا کلی وام ،یه مغازه خریدیم،حسرت خونه به دلم مونده،چهار ساله مستاجریم،از خونه ی مادر شوهرم اومدیم ،جا رو دادیم به جاری کوچک.
فکر نمی کنم در خوشبینانه ترین حالت ممکن هم ،تا سه سال آینده بتونیم خونه خوبی بخریم.وام هایی که شوهرم گرفته واسه مغازه،مگه حالا حالا ها تموم میشه...مثلا یه وام بیست میلیونی رو گرفته باید ،34میلیون پس می داده،وام 8میلیونی رو13میلیون پس می داده.هفت هشت تا وام این جوری داره.همه هم ربا.خدا ازشون نگذره.زندگی مردم رو فلج کردن....من خودم اصلا با وام موافق نیستم.ولی خب اختیار تام زندگی هم که دست من نبوده.........