مامانم تعریف میکرد میگفت خیلی سال پیش با خواهرم واسه سحری بیدار شده بودن ماه رمضون بوده.میگفت از اشپزخونه ب در ورودی دید داشتن.دیدن یهو یکی درو باز میکنه یه قد خیلی خیلی بلندی داشته و پشمالو بوده.. میاد تو.خواهرم و مامانم جفتشون دیدنش و جیغ زدن دویدن بیرون اون موجودم برمیگرده میره درم میبنده.بابام شبکار بوده از سرکار میاد تعریف میکنن واسش چند وقت بعدم اسباب کشی میکنن.همسایه هاگفته بودن اینجا جن داره و صاحب خونه قبلیو از بالا پشت بوم انداخته پایین
همیشه از اینکه برم انحراف بینیم رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید