2789
عنوان

بابام

56 بازدید | 0 پست

بچها من بابام انشب  ی مراسم داره برا محرم شام میده 

  بعذ ما ی شهر دیگه زندگی میکنیم ک تا برسیم حداقل ۴ تا ۵ساعت حدودا راهه 

  البته ما ادم های مسافرت برویی خیلی هستیم  ولی اینجا اینجوری بود ک اگ میرفتیم باید فرداش برمیگشتم 

شوهرم گفت میشه نریم بخدا من از جاده خستم نمیصرفه فقط برا ی شام بریم برگردیم 

  ی شنبه ام میخوایم بریم

الان دیگه اصلا حال حوصله جادو رو ندارم 

 الان دلم ی جوریه جلوخونوادش مخصوصا مامانش  اگه این مدل و با این لحن گفته باشه چون قطعا مامانش میپرسه ازش چرا نیومدین میترسم نکنه اونا فک کنن شوهرم ب خونواده من یا من اهمیت نداده پیش خودشون چی فکر کنن 


 نمیدونم من زیاد حساسم  یا چجوزی  گوشه دلم ی حالتیه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

روغن ابرو

asyha7 | 1 دقیقه پیش

معشوق

phadis1370 | 3 دقیقه پیش
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز