2777
2789
عنوان

شلختگی من

175 بازدید | 12 پست

من وقتی مجرد بودم و سالهای اول ازدواج خوب به خودم میرسیدم. اهل کارهای زیبایی نبودم ولی به موهام پوستم هیکلم خوب میرسیدم. ولی از وقتی اتفاقایی تو زندگیم افتاد پدرم بیمار شد بعد چند ماه فوت کرد سال بعد مادربزرگم که به شدت وابسته بودم و با ما زندگی میکرد فوت کرد. سال بعد مادر عزیزم سرطان گرفت همش درگیر دوا دکتر  و بیمارستان و شیمی درمانی شدیم. یه بار هم بچه تو شکممو از دست دادم از فشار روانی. دوباره حامله شدم. وسطای حاملگی باز مریضی مادرم عود کرد و متاسفانه یکماهگی پسرم مادرم هم از دست دادم. با خانواده شوهرم هم در تنشم. الان پسرم پنج ماهشه. و من دیگه نشونی از اون دختر سرحال قبراق ورزشکار زیبا ندارم. فقط در روز یه دوش میگیرم و تمام. نه آرایشی نه رنگ مویی لاکی. نه رسیدگی خاصی. دوست ندارم اینجوری باشم. اما انگار افسردگی از من قویتره. چکار کنم

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

واقعا سخته . ولی یه نوبت برای آرایشگاه بگیر.. حداقل یکی دوتا خدمات انجام بده.  روی روحیت خیلی تاثیر  داره.من خودم شوهرم به شدت بداخلاقه. چند روز پیش که اعصابم رو خرد کرد. جای غصه خوردن رفتم موهامو رنگ کردم ؛ روحیم عوض شد

واقعا سخته . ولی یه نوبت برای آرایشگاه بگیر.. حداقل یکی دوتا خدمات انجام بده. روی روحیت خیلی تاثیر ...

شوهرم خودش قبلا آرایشگاه داشت. همیشه موهامو رنگ و لایت میکرد. الان چند وقته میگه بیا موهاتو نوک گیری کنم رنگ کنم ولی هی امروز فردا میکنم.

تموم ضربه های که تو زندگی خوردی افسرده ت کرده فقط تراپیسته میتونه حالتو خوب کنه همینجوری نمیشه .

بعد فوت پدرم شبا همش کابوس میدیدم نمیتونستم بخوابم. به پیشنهاد شوهرم یه مدت رفتم تراپیست. از شر کابوس راحت شدم. ولی دیگه ادامه ندادم.

بعد فوت پدرم شبا همش کابوس میدیدم نمیتونستم بخوابم. به پیشنهاد شوهرم یه مدت رفتم تراپیست. از شر کابو ...

برای شادی روحشون قران بخون و هدیه کن بهشون. هم خودت آروم میشی و هم اونها خیلی نیاز دارن 

برای شادی روحشون قران بخون و هدیه کن بهشون. هم خودت آروم میشی و هم اونها خیلی نیاز دارن

معلومه میخونم. پنجشنبه ها رو مامان بابامه. قران فاتحه میخونم پیششون میرم خیرات میدم. وسایل یادگاریشونو باز میکنم. تازه دو تا برادر مجرد دارم که تنها موندن. کمک حال اونام هستم.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   دیمانا  |  22 ساعت پیش