یبار یکی که خودشو به هفتاد روش سامورایی قشنگ جر میداد که فقط بتونه شمارمو گیر بیاره و باهام یکم وقت پیدا کنه صحبت کنه بعد از اینکه ۶ بار بطور مستقیم و غیرمستقیم نخ داد بالاخره من قبول کردم فقط باهاش یکی دو روز حرف بزنم و اگه به درد هم نخوردیم جدا شیم و تو اون دوران انقدر این ادم سبک بازی از خودش در اورد که من اول کاری ترجیح دادم بی محلی کنم تا کم کم خودش از سرش بیوفته بره پی کارش
بعد دیده من محلش نمیدم رفته همه جا پیش کسایی که مارو میشناختن و دوست مشترکمون محسوب میشدن گفته ک اره من نخواستمش و چمیدونم و خوشم نیومد ازش و با ملاکام یکی نبود و از این حرفا، انگار نه انگار اون بود که تا قبل این داشت خودشو پاره میکرد مرتیکه هول
اونموقع واقعا ناراحت شدم که الکی حرف گذاشت روم اونم پیش کسایی که دوستم محسوب میشدن و از تیک زدنش خبر داشتن
ولی دیگه اصلا برام مهم نیست لقش