قضیه خیلی دردناکه
دشمنیش ازونجایی شروع میشه دختر عموم دوسال پیش یکی از فامیل هاشون رو با من آشنا میکنه
و قرار خاستگاری گزاشته میشه
ماهم از دختر عموم خاستیم هرچی راجب طرف میدونه بگه
بازم خدا میدونه کوتاهیی کرد یا نمیدونست
تا اینکه یکی خبر داد متاسفانه اون خانواده مبتلا به هپاتیت هستن و ...
همه قرار مدارا کنسل شد😭 والا اگه همون اول اشنایی خودشون بهمون میگفتن شاید تصمیم بهتری میگرفتیم
به هرحال اون بنده خدا هاهم تقصیری نداشتن سلامت و بیماری هرکسی دست خداست انشالله از بابت بیماری درمان بشن
من همینقدر دلم بزرگه🤍
این ماجرا که ب اینجا رسید دختر عموم نزدیک ۴۰ سالشه با من و خونوادم دشمن شد جوری ک ب سایم تیر میزنه و بشدت کینه ایه
من ازونجایی ک قلب مهربونی دارم دلم نمیخاد وقتی توی مراسما میبینمش برام اخم کنه.. و احساس میکنم چن نفر از فانیلا رو کشونده سمت خودش و بدگوییم رو میکنن و باهم یه گروه شدن من که خداشاهده کوچیکترین بدی بهش نکردم و چون ازمن بزرگتره ابجی صداش میزنم
ولی باوجود اینکه ایشون بمن بدی کرد از طرف مقابل تحقیق نکرد یا میدونستو هیچی نگفت دوباره طلبم میخاد نظرس دارید بگید
یه صلوات بفرستید برام تا بدخواهام مخصوصا کسی که نام بردم خدا سزاش رو بده من واگذارش میکنم به همون خدای بالاسرم❤️