پدرم فوت شده و مادرم در مخارج زندگی و رفتو آمد مشکل داره مثلا بخواد بره شهرستان تنها با اتوبوس باید بره . بعدش مردهای همسایه ها یه جوری نگاهش میکنن و آمار میدن و مادرم ناراحت میشه و تو خونه نشسته و بیرون نمیره . من واقعا دوست دارم ازدواج کنه حداقل یکم دلش به زندگی خوش بشه و چشم دیگران ازش برداشته بشه . بیوه بودن تو جامعه خیلی سخته چون مادرم خیلی زن با خداییه . پدرم خیلی زود رفت پیش خدا در تمام مدت عمرش مادرم باهاش مهربون بود. باهاش صحبت کردم که ازدواج کنه بهتره ولی خب باید شرایطش جور بشه.