چرا زندگی من اینطوریه آخه؟همیشه خواستم خانوادمو سر بلند کنم با یه پسر رل ام نزدم رفتار خوب داشتم همیشه تو اجتماع بودم به خودم به اندامم خیلی میرسیدم رواعتماد بنفس و همه چیم کارمیکردم تا اینکه دیگه دیدم به چه دردی میخوره اینا؟وقتی واقعا عذر میخواما اما زندگی یه دختر پونزده ساله ازمن بهتره!طرف نامزدش دکتره حالا بماند که چه شانس و بخت بلندی داشته خدایا نمیخندما اما قیافش حتی معمولی ام نبود!قد 1۵۰وزن ۹۰اون شانس ازمن بهتر بود یه ازدواج کرده دهن همه باز مونده بعد من دریغ از یک همدم
دل ز تن بردی و در جانی هنوز درد ها دادی و درمانی هنوز،نامزد ندارم،امضای قبلیم برای قانون جذب بودمجردم و اکانتم قبلا یه مدت کوتاهی دست یکی دیگه بود.
خواهر من از مجردیت لذت ببر حالا ما که شوهر داریم چه گلی زده سرمون ؟الان شوهر من پنج شش روزه قهر کرده رفته وسایلشم برده...از زمین میباره آسمون..جدیدا مردا جمع میکنن میرن..منو پسرمم داریم عشق وحال میکنیم ...غصه نخور
تو هجده سالگی قرار بوده به کجا برسی که نرسیدی؟؟؟اینهمه ناامید نباش برا زندکیت تلاش کن سعی کن درس بخونی ی شغل خوب داشته باشی. ابنهمه ناامیذی برا یک هجده ساله که اول راه است درست نیست من فکر کردم الان سی و اندی سالته