سلام شوهرمن یه اخلاقی داره وقتی دعوایابحثی بینمون پیش میاد ازفرداش عقده بازیاش شروع میشه مثلا دیروز حرفمون شدامروز میگه نمیخاد دیگه صبحابری باشگاه بعدازظهرجایی و پیدا کن انگارمیخاد تلافی کنه تواین چندسالی ک درس میخوندم هردفعه حرفمون میشد میگفت حق نداری دیگه بری دانشگاه منم برای اینکه اذیتم نکنه دلشو بدست میاوردم و همه چی حل میشد ولی الان دیگه خسته شدم ازش بدم اومده حتی به طلاق هم فک میکنم بادوتابچه
اخلاق دیگیم ک داره بیشتردوس داره بادوستاش و باباش و..بره مسافرت.
وقتیم ک میاد خونه یه سره سرش توگوشیه تایه سوالی ام ازش میپرسی یاجواب نمیده یا میگه صبرکن جواب فلانی رو بدم
هیچ علاقه ای بهش ندارم دیگ