2777
2789
عنوان

بنظرتون عکسام پخش میشه 😭😭😭

743 بازدید | 16 پست

منو پسر خالم قبل ازدواج مدتی باهم دوست بودیم برای آشنایی ازدواج خواستگارم بود و دوتا عکس داریم باهم ک ی بار فقط و فقط یکبار باهاش رفتم پارک اونجا گرفتیم 

خیلی عکسای عادی ن‌ولی یکیش صورتم رو بوسیده 

اون موقع ها پسرداییم و دوستم باهام رل زده بودن و من نمیدونستم ینی دوستم از پنهون میکرد دوسال تمام دروغ گفت بهمون ی اسم مستعار ی پسر پولدار ک میخواد بره روسیه پزشکی بخونه ماشینای مختلف حتی گفته بود اصلا خونشون اینجا نیست و عکسای فیک ک نشونمون داده بود من نمیدونستم دوست پسرش پسردایی خودمه! گاهی ازم میپرسید ک چیکارش کنم دکش کنم بره یا می‌گفت چیکار کنم بمونم باهاش یا نمونم خلاصه دوستم حرف منو خیلی میخرید و میدونست آدمی نیستم ک بدش رو بخوام هروقت راهنمایی نیاز داشت بهم می‌گفت 

پسرداییم ک دیده بود دوستم حرفمو میخره‌فک میکرد مقصر کاتشون منم ی روز ی تیکه از عکس منو پسر خالم رو فرستاد گفت شوهرت دیده اینا رو ؟ 

خلاصه زنگ زد بهم و گفت تو و مادرت آبروی خواهر من رو بردید 

(خواهرش کلاس نهمه و با سه تا پسر بود و همه فامیل آبروش رو بردن بخدا منو مامانم چیزی نگفتیم کاری با کسی نداشتیم پسرداییم می‌گفت تو آبروش رو بردی باید ابروت رو ببرم براش توضیح دادم و با صلح از هم خدافظی گرفته بودیم اما بازم پشت من پیش دوستم بد گفته بود ) 

از اون روز ببعد من بلاکش کردم و چیزی ازش ندیدم 

پسر داییم وقتی با دوستم کات می‌کنه میاد تمام عکسهایی ک توی دوران دوستی گرفتن برای بابای دوستم می‌فرسته .. حتی عکسهایی ک توی خونه باهم گرفته بودن ! عکس دونفره با دوستم رو گذاشته پروفایلش و مدام به مادر دختره زنگ میزنع میگ من دخترت رو خراب کردم ببرش دکتر و خلاصه می‌خوام بگم از پدر مادر اینکه نمی‌ترسه و از دوستم بد جور انتقام گرفته 

میترسم با عکسای منم کاری کنه 😭

اینم بگم پسر خالم عکسا رو نداده به پسر داییم 

پسرداییم از تو گوشی دوستم برداشته


چیکار کنم بنظرتون 

اینم بگم مامانم میدونه ک پسرداییم دنبال اینه از قضیه منو پسر خالم استفاده کنه و زندگیم رو خراب کنه اما نمیدونه ک ازم عکس داره 

نمیتونم بهش بگم روم نمیشه 😭

داییم فوت شده و پسرداییم پدر نداره

ی مادر بی همه چیز داره ک اگه بفهمه همچین چیزی دست پسرش هست خودشم همدستش میشه و شاید الآنم می‌دونه ! 

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

چه وضعیت بدی

دیگه فقط توکل به خدا بگو آبروتو حفظ کنه وگرنه کاری ازت برنمیاد 

🩷سزاموئید=اصطلاح آناتومیکال برای استخوان های کنجدی بدن؛الهام گرفته از جثهٔ ریزنقشم(اردیبهشت 1403)|| من تنهاییام رو کشیدم،حسرتام رو خوردم،حس مضخرف ناکافی بودن رو بیشتر از هرکسی از نبودنات و نخواستنات تجربه کردم،فرصتام رو هم دادم،دیگه درست هم بشی و بیای سراغم منم که دیگه "نمیخوام".(29فروردین1404)||من تمام خاطراتی که حتی در ذهنم از تو داشتم را پاک کردم دیگر تمایلی برای فکرکردن به آنها ندارم، خاطرات خوبت حسرت و نفس عمیقی را در من زنده میکند و خاطرات بد ات نفرت و دل شکستگی را، هیچکدامشان را نمیخواهم یادآوری کنم، از تو برای من فقط یک حس به جا مانده، یک حس قدیمی و کمرنگ که گه گداری از دلم میگذرد... (10تیر 1404)|| فکرمیکردم از تو درمان شده ام، مثل مخدری که از خون بیرون میرود. خواستم بنویسم سم، دلم نیامد. هم آینده ای برایمان وجود ندارد و هم ترک عادت فکرکردن به تو برایم غیرممکن شده است. هم نمی‌خواهم برگردی و هم دلم برایت تنگ شده، نمی‌دانم اگر دوباره پیغامی از تو بگیرم چه حسی خواهم داشت(27 تیر 1404)|| پس از تو، دیگر پذیرش نبودن ها، رفتن ها و پذیرش اینکه انسان ها نا امید کننده اند برایم راحت تر است (16شهریور1404)|| از من انسان جدیدی ساخته شده،کمی بی عاطفه تر کمی قدرتمند تر، کمی اجتماعی تر، اما در حق مردم مهربان تر شده ام، هنوز اعتقاد دارم اعمال انسان به او برمیگردد، از نگاه به گذشته بدم می آید، گذشته برای من تمام شده(1 آذر 1404)|||

برو پلیس فتا بگو ینفر ازم عکس داره

ی پدری ازش در میارن که ندونه از کجا خورده عکساتم پاک میکنن ب علاوه هرچیزی ک ممکن باشه واسه تو بدب اشه

خدای خوبم لطفا ببخش منو از ثانیه و کنارم باش که جز تو هیچ پناهی نیست ❤️ خدایا توروخدا خودت باش همیشه

شوهرم خیلیییییی آدم دعوایی بوده دوران مجردی نزدیک پونصد ملیون فقط دیه دادع خیلی ها رو برده شلوارشون هم در آورده 

پسر داییم اینا رو میدونع کاملا 

و ی بار چون پسرداییم بهم پیام فرستاد شوهرم باهاش قرار گذاشت تهدیدش کرد 

جالبه اون موقع منو شوهرم دوستم بودیم بعد وقتی شوهرم رفته بود پیش پسر داییم پسر داییم اسم پسرخالم رو آورده بود گفته بود من فامیل اونم اون پسره رو میشناسی؟ شوهرم گفته بود آره همونی ک زهرا رید بهش جواب پیام های عاشقانه ش رو نداد؟ 

پسرداییم گفته بود پس همه چی رو بیشتر از خونواده می‌دونی 


بنظرتون چیکار می‌کنه ؟ 

اصلا کاری به من داره ؟ 

خیلی استرس دارم میترسم 

اسی ی خانم متاهل بود با یکی دوست بود تهدیدش میکرد ک ازت عکس دارم و باهن عکس داریم

رفت پلیس فتا بدون اینکه هیچ بنی بشری بفهمه یکاری کردن با پسره که هنوز خانمه رو میبینه راهشو کج میکنه

اینکارو بکن محرمانه هم هس کسی نمیفهمه

خدای خوبم لطفا ببخش منو از ثانیه و کنارم باش که جز تو هیچ پناهی نیست ❤️ خدایا توروخدا خودت باش همیشه
الان حال دوستت چطوره

ازش خبر ندارم اصلا 

دیروز یکی از دوستامونو ک همسایشونه فرستادم بره ازش خبر بگیره 

بهم بد کرد باید بهم می‌گفت با این بیشرفه

اما بازم من هیچ وقت سرزنشش نکردم 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792