منو پسر خالم قبل ازدواج مدتی باهم دوست بودیم برای آشنایی ازدواج خواستگارم بود و دوتا عکس داریم باهم ک ی بار فقط و فقط یکبار باهاش رفتم پارک اونجا گرفتیم
خیلی عکسای عادی نولی یکیش صورتم رو بوسیده
اون موقع ها پسرداییم و دوستم باهام رل زده بودن و من نمیدونستم ینی دوستم از پنهون میکرد دوسال تمام دروغ گفت بهمون ی اسم مستعار ی پسر پولدار ک میخواد بره روسیه پزشکی بخونه ماشینای مختلف حتی گفته بود اصلا خونشون اینجا نیست و عکسای فیک ک نشونمون داده بود من نمیدونستم دوست پسرش پسردایی خودمه! گاهی ازم میپرسید ک چیکارش کنم دکش کنم بره یا میگفت چیکار کنم بمونم باهاش یا نمونم خلاصه دوستم حرف منو خیلی میخرید و میدونست آدمی نیستم ک بدش رو بخوام هروقت راهنمایی نیاز داشت بهم میگفت
پسرداییم ک دیده بود دوستم حرفمو میخرهفک میکرد مقصر کاتشون منم ی روز ی تیکه از عکس منو پسر خالم رو فرستاد گفت شوهرت دیده اینا رو ؟
خلاصه زنگ زد بهم و گفت تو و مادرت آبروی خواهر من رو بردید
(خواهرش کلاس نهمه و با سه تا پسر بود و همه فامیل آبروش رو بردن بخدا منو مامانم چیزی نگفتیم کاری با کسی نداشتیم پسرداییم میگفت تو آبروش رو بردی باید ابروت رو ببرم براش توضیح دادم و با صلح از هم خدافظی گرفته بودیم اما بازم پشت من پیش دوستم بد گفته بود )
از اون روز ببعد من بلاکش کردم و چیزی ازش ندیدم
پسر داییم وقتی با دوستم کات میکنه میاد تمام عکسهایی ک توی دوران دوستی گرفتن برای بابای دوستم میفرسته .. حتی عکسهایی ک توی خونه باهم گرفته بودن ! عکس دونفره با دوستم رو گذاشته پروفایلش و مدام به مادر دختره زنگ میزنع میگ من دخترت رو خراب کردم ببرش دکتر و خلاصه میخوام بگم از پدر مادر اینکه نمیترسه و از دوستم بد جور انتقام گرفته
میترسم با عکسای منم کاری کنه 😭
اینم بگم پسر خالم عکسا رو نداده به پسر داییم
پسرداییم از تو گوشی دوستم برداشته
چیکار کنم بنظرتون