من ۴۰سالم خواب دیدم ازدواج نکردم یه ماشین مشکی شاسی بلند دارم شال و روسری نمیزارم موهامو افشون کردم کلی خاطر خواه دارم.
ولی در واقعیت سه تا بچه دارم که تنها دلخوشیم هستن یه د زن چاق و دیابتی و نامرتب که موهای قشنگم به خاطر قندم همه ریختن هر چهار پنج سالی یکبار میرم ارایشگاه اگه عروسی چیزی باشه و باید نامرتب باشم تا شوهرم خیالش راحت باشه کسی بهم نظر نداره و حقوقم هم همش در اختیار شوهر و شوهرم هم یه برشکست شده که خرج ننه و اقاشم من میدم همه به من میگن این زندگی شایسته تو نبست . برام دعا کنین لااقل مادر و پدر شوهرم ارثیه اشون بهشون برسه تا بتونیم جون بگیریم