ن فکر میکنید،حس حقارتی که بهم داد،۴سال عمرم که حروم شد،و تقریبا با ازدواج و لحظات شیرین زندگیم بود که اونا هم بد گذشت،و مهتراز اینکه سنم رفت بالا و شغلی که میخوام رو باید تو سن های بالاتری اونم اگه شد بدست بیارم.سرکوفت ها و پرسش های بی پایان بقیه که چرا رشتت خوبه سرکار نمیری؟واقعا اینقدر نفهم و فضول هستن که سرشون تو زندگیه بقیس.
بارداری سختی که به خاطر استرس های رشتم زود رس شد و کلی عوارض که بعدش ایجاد شد.و کلی حسای بدی که هنوز باهامه.من از ی اشتباه نمیتونم به راحتی عبور کنم.