2777
2789
عنوان

گفت خواستگارت نخواستت

189 بازدید | 9 پست

اومدیم شمال با خواهرم از دهن بچه خواهرم پرید و گفت یادته چندسال پیش ی خواستگار داشتی منم تو خواستگاریت بودم 

پسره پسندت نکرد نه 

و گفت دختر خالم ک ۱۰سالشه هزارتا خواستگار داره ولی تو نه ۲۴سالته ...

ناراحت شدم از حرفش ..

هرچه در جستن آنی ،آنی 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

تو هنوز با خواهرت شمالی ؟

چطوری تحملشون کردی تو این چند روز ؟

میخوام بدونم چی مجبورت کرده بمونی پیششون با اخلاقشون و تا الان برنگشتی 🤨😐

میای بدبختی هات رو به اشتراک میزاری و درد دل میکنی به وقت شادی هم به اشتراک بذار تو شادی هات هم سهیم بشیم یا میترسی چشم بخوری ؟😊 اگه همچین فکری میکنی از دردات هم نگو تحمل این حجم از انرژی منفی رو ندارم😊😊😐

اونوقت مادرش چی بهش گفت؟ 

کاش بهش میگفتی این حرف‌ها مناسب سن شما نیست عزیزم. بزرگتر که شی، متوجه میشی که این مراسم برای آشناییه و قرار نیست همه ادما از هم خوششون بیاد؛ همونطور که من از اون آقا خوشم نیومد.

به نظرم با خواهرت صحبت کن و بهشون بگو باهاش حرف بزنن.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز