شوهر من تو ۱سال ونیم ازدواج تا فهمید نمیشه دیگه سقط کنم سرکار نرفت طلاهامو فروخت خرج خونه و خودش کرد
قدشو ولش کن اگه کنارش احساس امنیت میکنی و مرد کاره و بابای خوبیه بدون خوشبختی
شوهر من سرکار نمیره بره هم واسه چند روزه
شیرخشک نمیخره برا بچم میگه کم بهش بده
پوشکشو میگه بذار خوب پر بشه بعد عوض کن
خودم ک ب جهنم