من با عشق ازدواج کردم با مخالفت پدرم
اما از همون هفته اول عروسی دست بلند مرد رو من
نمیدونم اسمش میشه دست بزن داشتن یا نه … تا الان حداقل پنج شش باری زده دیگه هیچ حس مثبتی بهش ندارم که هیچ ازش بدم میاد دیروزم ده بار همینو بهش گفتم اخلاقای خوب زیاد داره ها ولی همین بدجوری سردم کرده از این زندگی مدام یاد اونی میفتم که خودم باهاش کات کردم همش از خودم میپرسم اگه با اون مونده بودم این مشکل رو داشتم یا نه کاش بچه نداشتم ولش میکردم مردک عوضی رو